نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآِد از دل :
وای این شب چقدر تاریک است .
خنده ای کو که به دل انگیزم ؟
قطره ای کو که به دریا ریزم ؟
صخره ای کو که بدان آویزم ؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غمی هست به دل
غم من لیک غمی غمناک است .
*******************************************************
من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه مهرم نور
دشت سجاده من .
کودکی دیدم ، ماه را بو می کرد
بره ای را دیدم ، بادبادک می خورد .
در چراگاه نصیحت گاوی دیدم سیر 
شاعری را دیدم هنگام خطاب ، به گل سوسن می گفت : شما .
هر کجا هستم باشم
آسمان مال من است 
من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست .
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست . 
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد . چشمها را باید شست . جور دیگر باید دید .
لب دریا برویم
تور را درآب بیاندازیم
و بگیریم طراوت از آّب 
کار ما شاید این باشد
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت برویم . 
*********************************************************