![]() |
![]() |
|
| ستاره ها- سایت فرزانه معینیان |
|
پیرمرد هر بار که می خواست اجرت پسرک واکسی کر و لال را بدهد، جمله ای را برای خنداندن او بر روی اسکناس می نوشت. این بار هم همین کار را کرد.
پسرک با اشتیاق پول را گرفت و جمله ای را که پیرمرد نوشته بود، خواند. روی اسکناس نوشته شده بود: وقتی خیلی پولدار شدی به پشت این اسکناس نگاه کن. پسر با تعجب و کنجکاوی اسکناس را برگرداند تا به پشت آن نگاه کند. پشت اسکناس نوشته شده بود: کلک، تو که هنوز پولدار نشدی! پسرک خندید با صدای بلند؛ هرچند صدای خنده خود را نمی شنید |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 13:42 توسط فرزانه |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
باز باران
باران شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست |
| پیوندها |
|
آموزش isa server سایت ماری جووون آموزش ویندوز 2003 آموزش نصب و راه اندازی شبکه |
|
RSS
|